بازگشت به صفحه نخست

قانون همه چیز

وقتی صحبت از مباحث فیزیک به میان می آید، آنرا به چند قلمرو مجزا تقسیم می کنند که شامل مکانیک کلاسیک (قوانین جاری بر اجسام موجود پیرامون ما مانند قوانین سه گانه نیوتن و گرانش)، مکانیک کوانتومی (به قوانین بین ذرات بنیادین ماده می پردازد) و الکترومغناطیس (مجموعه ای از قوانین الکتریسیته و مغناطیس) است و هر قلمرو قوانین خاص خود را دارد که قابل استفاده در دیگری نیستند. انیشتن با ارائه نظریه نسبیت که با قوانین گرانش نیوتن و نیز مکانیک کوانتومی سازگاری نداشت چالش بزرگی در علم فیزیک ایجاد کرد که همچنان پاسخی برایش یافته نشده است. انیشتن سالهای پایانی عمر خود را بر آن گذاشت تا نظریه ای برای سازگار کردن مکانیک کونتومی و گرانش با قانون نسبیت ارائه کند که موفق نشد و این قانون بدست نیامده را «قانون همه چیز» نام نهاد.
اینها را گفتم تا بگویم در علوم زیستی قانون همه چیز سالهاست که کشف شده است. قانونی که به توصیف چگونگی پیدایش حیات و تنوع زیستی، توصیف رفتار ارگان های زیستی و کلیه روابط بین آنها می پردازد.
در زیر داستان کشف این قانون را خواهم گفت:
در سفر تحقیقاتی ای که کشتی Beagle در سال ۱۸۳۱ به دور دنیا انجام داد و پنج سال به طول انجامید، جوانی ۲۲ ساله به نام Charles Robert Darwin که فرزند یک پزشک ثروتمند انگلیسی بود حضور داشت که وظیفه اش جمع آوری نمونه های زمین شناختی، سنگواره ها و ارگانیسم های زنده بود. در آن زمان کسی حدس نمیزد که این جوان پرانگیزه با این ذهن پرسشگرش روزی بزرگترین نظریه حیات موجودات کره زمین را ارایه خواهد داد.
وقتی داروین جوان از این سفر بازگشت گروهی از بهترین طبیعی دانان را گرد آورد تا بر روی نمونه های گردآوری شده او مطالعه کنند.

داروین جوان تا آن زمان هیچ شناختی از پرنده شناسی نداشت و تنها میدانست که پرندگان شکار شده را چگونه تاکسیدرمی کند. وظیفه صید پرندگان را هم عمدتا به خدمتکارش می سپرد و وقت خود را بیشتر به گردآوری فسیل ها می گماشت.
در جزیره
Chatman برای اولین بار متوجه شد که Mockingbird های آنجا شبیه آنهایی هستند که در شیلی دیده بود اما Mockingbird های جزیره Charles (این اسم بعدها به احترام داروین گذاشته شد) اندکی با آنها متفاوت است.
سپس کمی توجه خود را به سهره ها معطوف کرد و نمونه های متعددی را از هر جزیره صید کرد. وقتی به انگلستان بازگشت نمونه های سهره ها را به آقای
John Gould که از پرنده شناسان شهیر بود سپرد تا شناسایی شوند. پس از مدتی ایشان اعلام کرد که سهره ها از ۱۲ گونه متفاوت هستند. سپس داروین تلاش کرد تا محل نمونه گیری هر سهره را مشخص کند و دریافت که هر کدام از گونه های سهره ها نسبت به جزیره مجاور اندکی متفاوت هستند. و البته دریافت این پدیده در مورد لاکپشتهای غول پیکر جزایر گالاپاگوس هم صدق میکند. سپس نتیجه گرفت که آنها می بایست نیای مشترکی داشته باشند و در هر جزیره، بر حسب شرایط محیطی و در جهت سازگاری بیشتر با محیط تغییراتی کرده اند. داروین پی برد که پس از تغییر یک موجود، آنهایی که تغییرشان در جهت سازگاری بیشتر باشد باقی می مانند و آنهایی که تغییرشان آنها را ناسازگار می کند حذف می شوند و اسم این پدیده را انتخاب طبیعی -Natural Sellection- گذاشت که من آنرا قانون همه چیز زیست شناسی تعبیر می کنم.

سپس در طی ۲۲ سال یعنی از سالهای ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ بصورت مخفیانه بر روی نظریه اش کار کرد و شواهد متعددی از تکامل را یافت و یقین پیدا کرد که این نظریه صحت دارد اما از آنجا که از رفتار گروه های تندرو واهمه داشت، فقط آنرا با همکارانش مطرح می کرد زیرا این نظریه هم مانند نظریه گالیله که زمین را محور دنیا نمی دانست، با کتب دینی در تضاد بود زیرا خلقت یکباره و در یک لحظه را رد می کرد و این تنوع موجودات را حاصل تغییرات تدریجی یک موجود به موجوداتی دیگر می دانست.

در سال ۱۸۵۸ نامه ای به دست داروین رسید که او را به جنب و جوش انداخت. زیست شناس جوانی به اسم آلفرد راسل والاس به همان نتایجی که داروین رسیده بود با تحقیق بر روی جانوران جزیره بورنئو (واقع در جنوب شرق آسیا) دست یافته بود و نتایج آنرا با داروین در میان گذاشته بود.

باید تردیدهایش را کنار می گذاشت و نظریه اش را ارائه می داد در غیر اینصورت به نام فرد دیگری به ثبت می رسید. هر دو مقاله به انجمن علمی لینیان لندن  (Linnean Society of London) ارائه شد به همراه مدارکی که تقدم داروین بر این پژوهش را ثابت می کرد. سپس داروین که در این زمان ۵۰ ساله شده بود کار خود را بر روی کتابی با عنوان «انتخاب طبیعی، منشاء گونه ها» شروع کرد که بسیاری این کتاب را از مهمترین کتاب های نوشته شده بشر می دانند.

همانطور که داروین پیش بینی می کرد نظریه اش مورد هجمه وسیع کلیسا و بخش تند رو جامعه قرار گرفت و حتی در دانشگاهی که کار میکرد نیز این نظریه ولوله ای بین موافقان و مخالفان انداخته بود.

البته به دلیل بیماری پر سابقه ای که داشت (برخی آنرا بخاطر سفر دریایی ۵ ساله با کشتی و برخی آنرا عصبی می دانند) کمتر در مجامع حاضر می شد اما بصورت پیگیر با همکارانش و نیز کسانی که نظراتی بر روی مقالات و کتابش می دادند و اساتید سایر دانشگاه ها ارتباط داشت. حتی کاریکاتورهایی که از او کشیده می شد را نیز دنبال می کرد.

در نهایت کشف بزرگ او در سال ۱۸۶۴، بالاترین نشان علمی بریتانیا را برایش به امغان آورد. داروین سرمنشأ تفکری به نام داروینیسم شد که طیف وسیعی از رخدادهای زیستی منجمله پیدایش انسان را از طریق نظریه تکامل توصیف می کند و بعدها با کشف فسیل های متعدد از جمجمه انسان های ماقبل تاریخ و نیز پس از آن با کشف علم ژنیتک این نظریه به یک حقیقت علمی بدل گشت و دقت پیش بینی های داروین را ثابت نمود.

راسل والاس نیز که با داروین در این نظریه شریک به حساب می آیند، تحقیقات گسترده ای را بر روی پراکنش جانوران دنیا از مجمع الجزایر مالایی در آسیای جنوب شرقی تا آمازون انجام داد و او را امروزه پدر علم جغرافیای جانوری می دانند.

در نهایت چارلز داروین در ۱۹ آپریل ۱۸۸۲ به دلیل انسداد شریان های قلب در گذشت و جسدش را در Westminster Abbey که بسیاری از پادشاهان انگلستان دفن شده اند در کنار آیزاک نیوتن به خاک سپردند.

او کسی است که نگاه انسان به دنیا و حتی نگاه انسان به خودش را تغییر داد. شخصاً برای هیچ فردی از تاریخ به اندازه او احترام قائل نیستم. مهمترین دلیلم برای رفتن به مجمع الجزایر گالاپاگوس دیدن جایی بود که این اسطوره تاریخ علم بر آن پا گذاشته بود و به بزرگترین راز حیات پی برده بود. نظریه ای که پس از گذشت بیش از یک و نیم قرن نه تنها خدشه ای بر آن وارد نشده بلکه تمام علومی که بعدها بشر به آنها دست یافت مانند دیرین شناسی، ژنتیک و غیره بر آن صحه گذاشتند و این افتخار را نصیب این دانشمند کردند که نظریه اش تبدیل به حقیقت علمی شود. حقیقتی که من به آن “قانون همه چیز موجودات” می گویم.

برای همین وقتی به این خلیج کوچک رسیدم که مجسمه داروین را بر فراز صخره ای مشرف به خلیج بنا کرده بودند نا خودآگاه زانوانم سست شد و بر زمین نشستم و به مجسمه تکیه زدم. همان نقطه ای بودم که روزی داروین بزرگ ایستاده بود و به جانوران آن برای اولین بار از نگاه دیگری نگاه کرده بود. در حال خودم نبودم. نیم ساعتی گذشت تا بتوانم مجدداً روی پاهایم بلند شوم. دو ماه سفر کرده بودم تا به آن نقطه برسم. تا ساعت ها بعد از آن در حال عجیبی بودم که پیشتر در زندگیم تجربه نکرده بودم.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های تصویر را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word